asia-film-academy

آکـادمی فیـلم آسیـا

     هر ساله، آکادمی فیلم آسیا برنامه‌ای را در شهر بوسان برگزار می‌کند که از 6 اکتبر رسما شروع به کار می‌کند و در 21 اکتبر ، یعنی یک روز مانده به اختتامیه جشنواره بوسان ، کارش را به اتمام می‌رساند.
آکادمی فیلم آسیا هیئت داورانی را مامور می‌کند تا از میان حدود هزار تا دو هزار داوطلب که در طول سال فیلم های کوتاهشان را به این آکادمی ارسال می کنند ، 24 نفر را برای شرکت در برنامه تجربه فیلمسازی ، در تخصص های کارگردانی ، فیلمبرداری ، صدابرداری ، تدوین و تهیه کنندگی ، انتخاب کنند.

     در آخرین دوره این رویداد ، از مدیر فیلمبرداری ایرانی ، تورج منصوری به عنوان استاد فیلمبرداری جهت راهنمایی و آموزش پذیرفته شدگان دعوت به عمل آمد. وی تجربیاتش از این رویداد را بدین شرح به اشتراک گذاشته است؛

 

     افراد منتخب بین 3 تا 5 اکتبر وارد بوسان شده و در یک مجموعه ، پانسیون می‌شوند که امسال مجموعه «آرپینا» این میزبانی را برعهده داشت ؛ مجموعه‌ای که شامل هتل ، کلاس های آموزشی و سالن های کنفرانس است و در آن به صورت 24 ساعته برنامه هایی را تدارک دیده‌اند که تا 21 اکتبر ادامه می‌یابد.

     نحوه‌ی انتخاب این 24 نفر به این صورت است که هیئت داوران از بین افرادی که فیلم هایشان را فرستاده اند ، دو گروه 12 نفری را تشکیل می‌دهند که هر یک از این گروه‌ها شامل چهار نفر داوطلب کارگردانی ، چهار نفر داوطلب فیلمبرداری ، یک نفر داوطلب تهیه کنندگی ، یک نفر تدوینگر ، یک نفر طراح فیلم ، یک نفر صدابردار و طراح صدا می‌شود.

     این دو گروه حدود 40 تا 50 روز قبل از تاریخ مقرر گردهمایی در بوسان ، به صورت آنلاین با هم در ارتباط اند و افراد هر گروه طرح فیلمنامه‌ای را بین خود تصویب می‌کنند و تا 5 اکتبر فیلمنامه مصوب را تا مرز ساخت پیش می‌برند. عموما به علت وجود چهار کارگردان و چهار فیلمبردار در هر گروه ، موضوعات به گونه‌ای انتخاب می‌شوند که بتوان آنها را به چهار بخش تقسیم کرد. از این رو در بازه زمانی 5 تا 21 اکتبر، دو فیلم کوتاه ساخته می‌شود که مراحل پس تولید خود اعم از تدوین ، صداگذاری و اصلاح رنگ را هم در همین بازه تکمیل می کنند.

     روز 21 اکتبر هیئت داوران، این دو فیلم کوتاه را مورد ارزیابی قرار می‌دهند و بعد از نمایش فیلم‌ها و برگزاری مراسم فارغ التحصیلی ، به تمامی پذیرفته‌ شدگان گواهینامه‌ی پایان دوره با امضای مربی کارگردانی و فیلمبرداری اهدا می شود.  همچنین دو فیلمبردار از مجموع هشت فیلمبرداری که در این مدت فعالیت کرده‌اند ، توسط هیئت داوران انتخاب شده و به کمپانی  Arriflex  معرفی می‌شوند. این دو نفر بورسیه‌ای 15 روزه با حمایت مالی  Arriflex  دریافت نموده و به آلمان سفر می کنند تا از کارخانه  Arriflex  بازدید کرده و با پدیده های روز تکنولوژی Arriflex آشنا شوند. آن‌ها برای استفاده از این محصولات تعلیم دیده و در انتهای این دوره 15 روزه گواهینامه دیگری به آنها اهدا شده و به کشورشان باز می‌گردند.

     بدیهی است این برنامه هر سال به دو معلم یکی در حوزه کارگردانی و دیگری در حوزه فیلمبرداری  برای راهنمایی این دو گروه 12 نفره ، نیاز دارد.

     امسال آکادمی فیلم آسیا از بنده به عنوان معلم فیلمبرداری دعوت به همکاری کرد و من به مدت 21 روز به شهر بوسان کره جنوبی سفر کرده و به عنوان مربی یا مرشد فیلمبرداری با این دو گروه کار کردم که حاصل آن ، دو فیلم کوتاه شد و در تاریخ 21 اکتبر به نمایش درآمدند.

     چون من به عنوان نماینده سینمای ایران در بوسان حضور داشتم ، با مشورت مسئولین ، علاوه بر بورسیه  Arriflex ، دو نفر را انتخاب کردم تا به ایران سفر کرده و در ورکشاپ های مدرسه دارالفنون جشنواره بین المللی فیلم فجر شرکت کنند و مهمان سینمای ایران باشند.

     من چهارم اکتبر سفرم را آغاز کردم. از آن‌جا که بلیت رفت و برگشت من را آکادمی فیلم آسیا تهیه کرده بود و متعلق به ایرلاین کره جنوبی بود و پرواز های این ایرلاین از تهران انجام نمی‌شوند، من با هواپیمایی امارات به دبی رفتم که دو ساعت و سی دقیقه طول پرواز بود. بعد از حدود دو ساعت توقف در دبی، ده ساعت به سمت سئول در پرواز بودیم و بعد از حدود یک ساعت توقف در سئول به سمت بوسان حرکت کردیم که این پرواز هم پنجاه دقیقه به طول انجامید. این مسیر طولانی که اختلاف زمانی چهار ساعت و نیم ایجاد می‌کرد، طبیعتا نظم ساعت بدن را دچار مشکل می‌کند. به هر حال چهارم اکتبر من از تهران حرکت کردم و پنج اکتبر به بوسان رسیدم ، یک روز استراحت کوتاهی کردم و از ششم طبق برنامه فشرده از قبل چیده شده کارمان رو شروع کردیم.

     برنامه تهیه شده تقریبا هیچ فرصتی برای گشتن و پرسه زدن در شهر به ما نمی داد و مجبور بودیم که با این بچه ها به صورت مداوم کار کنیم که البته برنامه‌ی لذت بخش و آموزنده‌ای بود حتی برای خود من که به واسطه ارتباط با این جوانان علاقمند، درک کردم که چقدر برای آنها مهم است که تجربیات نسل ما به آن‌ها منتقل شود.

     کسی که به عنوان مربی کارگردانی با من همکاری می‌کرد، آقای بو ، یک فیلمساز سنگاپوری است که سال گذشته هم در جشنواره بین المللی فیلم فجر از او فیلمی با موضوع مخالفت با مجازات اعدام به نمایش درآمد که فیلم بسیار خوبی بود. لازم به ذکر است که وی 12 سال پیش در همین برنامه آکادمی فیلم آسیا جزو پذیرفته شدگان رشته کارگردانی بود و در واقع حضورش ثابت کرد که این برنامه سالانه می‌تواند چه تاثیر مثبتی روی پذیرفته شدگان داشته باشد.

     در این مجموعه ، آقای کوری ادا به عنوان مدیر اصلی بخش آموزش و یا سرپرست آموزشی این 24 نفر حضور داشت. خود او فیلمسازی ژاپنی است که فیلمش به نام جنایت سوم و یا جنایتکار سوم در جشنواره بوسان به نمایش درآمد.

     روند کاری به این ترتیب بود که از لحظه ورود ، طبق برنامه‌ای که از قبل در اختیار ما قرار داده بودند پیش می‌رفتیم. ابتدا فیلمنامه‌ها باید نهایی می‌شدند که این فیلمنامه‌ها توسط من و آقای بو ، خوانده شدند و بعد از گفتگو دو نفره ، با افراد هر گروه بصورت جداگانه جلساتی گذاشتیم. در این جلسات که حکم کلاس های آموزشی را داشت ، به صورت جمعی و فردی به مشکلاتشان پاسخ می‌دادیم. در بعضی مواقع ، این جلسات حتی بیش از دو ساعت هم به طول می‌انجامید.

     این بچه ها در زمان استراحت ما دو نفر هم به کار مشغول بودند، طوری که نام ارتش فیلم آسیا را روی خودشان گذاشته بودند چرا که تقریبا 24 ساعته در خدمت کاری بودند که باید انجام می‌دادند. بعد از نهایی شدن فیلمنامه‌ها ، طراحان صحنه و کارگردانان مفصل با هم جلسات تولیدی می‌گذاشتند که این جلسات را تهیه کننده هر گروه ترتیب می‌داد. بعد از جلسات تولیدی متعدد و نهایی شدن دکوپاژها ، این دو گروه با فردی که در کشیدن استوری بورد حرفه‌ای بود ، همکاری می‌کردند. تمام برنامه ساخت این دو فیلم کوتاه به صورت حرفه‌ای پیش می‌رفت و در هر مرحله ، بچه‌ها این امکان را داشتند که با ما در ارتباط باشند و هر سوال یا مشکلی که پیش می‌آمد را با ما در میان گذاشته و راه حلش را پیدا کنند.

     در انتها ، از مراحل ساخت و چگونگی عرضه این دو فیلم کوتاه کتابچه‌ای به وجود آمد که من دو نمونه از این کتابچه‌ها را همراه خود به ایران آورده‌ام.

     در مرحله بعدی ، لوکیشن‌ها نهایی شدند ، دو مدیر تولید و دو مدیر تدارکات حرفه‌ای به این افراد اضافه شدند و در واقع کیفیت ساخت این دو فیلم کوتاه از لحاظ تولیدی برابری می‌کرد با کیفیت استاندارد تولید فیلم های بلند در کره جنوبی و یا هر کشور دیگری در آسیا به جز ایران ؛ چرا که تولید فیلم در ایران به صورت دیگری انجام می‌گیرد.

     بعد از این که ما و بچه‌ها از لوکیشن‌ها بازدید کردیم ، و هر کدام از لوکیشن‌ها قطعی شد ، ترتیب استخدام گروه نورپردازی و فنی فیلمبرداری داده شد و دو گروه کاملا حرفه‌ای که شامل گفرها و افراد فنی فیلمبرداری می‌شدند، به بچه‌ها اضافه شدند.

     شیوه کاری در کره جنوبی به این صورت است که یک نفر به عنوان مدیر نوپردازی ، که سرپرست تیم گفرهاست با مدیر فیلمبرداری در ارتباط است و در واقع پیشنهادهایی به فیلمبردار در زمینه نورپردازی می‌دهد. طبعا چون تجربه این بچه‌ها از افراد استخدام شده کمتر بود مشکلاتی پیش می‌آمد که در پایان دوره من آنها را به عنوان نتیجه گیری به مدیران آکادمی اعلام کردم. در حقیقت تیم های جوان فیلمبرداری ما به راحتی نمی‌توانستند از گروه نورپردازی حرفه ای درخواست کنند که به دلخواه آنها عمل کنند و در بعضی از مواقع من شخصا برای حل مشکلات ، دخالت می کردم. به هر حال دو گروه فیلمبرداری کامل به استخدام این چهار فیلمبردار در هر گروه درآمدند.

     دوربینی که در اختیار فیلمبرداران قرار داده شد، Alexa Mini   بود که به همین منظور دو نفر مسئول فنی کار با دوربین ، شیوه استفاده کامل از دوربین را به بچه‌ها تعلیم دادند و در انتها دوربین ها به علاوه یک ست لنز به بچه‌ها تحویل داده شد. و در نتیجه روز فیلمبرداری هریک از گروه ها ، یک دوربین ، مجموعه وسایل حرکتی و تمامی تجهیزات فیلمبرداری مورد نیاز را در اختیار داشت. و طبق برنامه‌ریزی از قبل انجام شده سه روز برای فیلمبرداری در نظرگرفته شده بود.

     قبل از این سه روز فیلمبرداری ، علاوه بر آموزش های لازم به فیلمبردار ها یک جلسه اکران فیلم و سخنرانی بعد از آن هم برای بچه ها در نظر گرفته شده بود که من فیلم سینما نیمکت را انتخاب کردم و بعد از اکران در مورد این فیلم و بخصوص فیلمبرداری آن به مدت یک ساعت سخنرانی کردم و یک ساعت هم بچه ها سوالاتشان را پرسیدند و پاسخ دادم. این برنامه برای خود من هم جذابیت داشت چرا که وقتی می خواهیم از کاری که کرده ایم و ایده هایی که داشتیم صحبت کنیم ، به ناچار باید اطلاعاتمان را طبقه بندی کنیم که البته این مرتب سازی ذهن ، نتیجه مثبتی خواهد داشت.

     طبیعتا لازمه حضور این بچه ها که از ملیت های مختلفی انتخاب شدند تسلط به زبان انگلیسی است چرا که تمام مکالمات و مکاتبات به این زبان صورت می گیرد. در هر دو گروه یک نفر مترجم هم حضور دارد برای برقراری ارتباط بچه ها با افراد خارج از این مجموعه مثل نور پرداز ها که ممکن است فقط به زبان کره ای صحبت کنند.

     بعد از افتتاحیه جشنواره و نمایش فیلم ها ، به طبع برنامه های جنبی هم در نظرگرفته شده بود. امسال برای اولین بار یک برنامه گفتگو برگزار شد که در این برنامه چهار فیلمبردار و یک مجری برای حدود صد فیلمبردار مبتدی و حرفه ای صحبت می کردند که پخش تلویزیونی هم می شد. یکی از چهار نفر من بودم ، نفر بعدی آقای تام اشتنر فیلمبرداری که 17 سال هست با کلینت ایستوود کار می کند ، یک فیلمبردار خانم فرانسوی به نام انیس گدار و نفر آخر هم یک فیلمبردار از کشور کره بود. پیش از این گفتگو ، که از قبل هم جزو برنامه ای که به من داده شده بود وجود داشت ، با مجری برنامه ، مفصل در مورد کار هایم و سابقه ام گپ زدیم و بنابر این اطلاعات کافی در مورد بینش من و کار من بدست آورد و در گفت و گو دو نفره بین ما که ضبط هم شد در مورد جزئیات کار من سوالاتی پرسید و من هم پاسخ دادم.

     قبل از اجرای برنامه ، ما چهار فیلمبردار و رئیس جشنواره بوسان و مجری برنامه ، ناهار را با هم خوردیم و بیشتر با هم آشنا شدیم و همین باعث شد که عصر همان روز در برنامه گفتگو با صمیمیت بیشتری باهم صحبت کنیم. این برنامه که برای اولین بار در این جشنواره اجرا می شد با موفقیت برگزار شد و از سال آینده بعنوان یکی از برنامه های قطعی در جشنواره بوسان خواهد بود. بازخورد بسیار خوب آن باعث شد که چندی از بیننده ها از من آدرس ایمیل بگیرند و با من صحبت کنند. چرا که رویکرد من برای آنها جذابیت داشت. بینش من با سه فیلمبردار دیگر تفاوت داشت و دید هر کدام از آنها متناسب با فرهنگ آنها بود و من از دید شاید شرقی تری نسبت به آنها ، ماجرا را می دیدم و توضیح فلسفه ذهنی من از نور و فیلمبرداری برای بینندگان جذاب تر بود و تقریبا زمان بیشتری نسبت به بقیه به من اختصاص داده شد.

     در این ایام شاید من حدودا فقط 5 فیلم از جشنواره را توانستم ببینم که یکی از فیلم هایی که دوست داشتم ، همان فیلم سومین جنایتکار یا سومین جنایت بود. به هر حال این برنامه 21 اکتبر با نمایش دو فیلم کوتاه تمام و گواهی نامه ها داده شد. من در بین این بچه ها استعداد های خوبی دیدم. به یک نفر از کشور پاکستان و یک نفر از کشور فیلیپین بورسیه آمدن به ایران را دادم و به یک نفر از افغانستان و یک نفر از تایلند بورسیه  Arriflex  را اهدا کردم. نمونه کار های این هشت فیلمبردار را با خودم آوردم که امیدوارم بتوانیم روی سایت انجمن ، قرار دهیم.

     باعث خوشحالی بنده است که امسال به عنوان فیلمبردار از طرف انجمن فیلمبرداران ایران و به عنوان فیلمبردار حرفه ای ایرانی در این جریان آموزشی شرکت کردم و نشانه خوبی از سینمای ایران را ، از خودم به جای گذاشتم. بچه ها هنوز از طریق ایمیل با من در ارتباطند و تشکر میکنند و معتقدند کار مشترکی که باهم انجام دادیم برایشان مفید بوده است.

     خوشحالم که توانسته ام در ذهن نسل بعدی فیلمسازان آسیا از طرف سینمای ایران بذری بکارم و امیدوارم این دست برنامه ها را به صورت مستمر نه فقط در خارج از کشور بلکه در ایران هم دنبال کنیم و با برگزاری یکسری ورکشاپ ، تجربیاتمان و بینش خودمان را به جوان های ایرانی هم منتقل کنیم.

     نکته جذاب دیگری که باید به آن اشاره کنم ، این است که در اختتامیه تعداد زیادی از فارغ التحصیلان دوره های قبل حضور داشتند که بعضی از آنها از کشور کره بودند و بیشتر آنها از کشور های دیگر برای اختتامیه و برای کمک به فیلمسازان جوان آسیا آمده بودند. این افراد کسانی بودند که مثل آقای بو که 12 سال پیش در همین جا آموزش دیده بود ، فارغ التحصیل شدند. این تجربه جزو تجربیات خوب بنده بود و خوشحالم که در آن سهیم بودم و به امید روزی که این تجربه را بقیه همکاران حرفه ای بنده هم کسب کنند و با همه ما به اشتراک بگذارند.

 

     تبدیل، و تنظیم: نگین حیدری

 

نمونه ها ای از برخی صفحات کتابچه تولید فیلم

 

 

پرینتایمیل

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کپی رایت @ تمام حقوق مادی و معنوی این سایت در اختیار انجمن فیلمبرداران سینمای ایران است . استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع ، بلامانع است.